بيسيم چي

شهدا دارن يار انتخاب ميكنن ،من وتو كجائيم؟ ...

صفحه نخست | انجمن | ارتباط با ما | پروفایل مدیر وبلاگ | عضویت در سایت | ورود به سایت | پنل کاربران | نقشه سایت | لينك باكس | ارسال مطلب | Rss
موضوعات

پنل ورودی کاربران

خبرنامه

چت باکس

پيوندهاي روزانه

 

لينک دوستان

آمار بازديد

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان تالارها بازديد

پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي به اين وبلاگ خوش آمديد . از این پس در وبلاگ مقالات وکدهایی ار جمله کدهای کاربردی وکدهای مداحی قرار خواهد گرفت لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ ياري رسانيد .

شهادت جان‌نثاری سند مظلومیت مردم در برابر تروریست‌ها است


    تشییع پیکر پاک شهید عباسعلی جان نثاری

    تصویرشهید سردارسرتیپ عباسعلی جان نثاری

    تصویرشهید عباسعلی جان نثاری

    به گزارش خبرگزاری فارس از اصفهان، سردار عبدالله عراقی پیش از ظهر امروز در مراسم تشیع جنازه شهید عباس علی جان نثاری اظهار داشت: کاروان شهادت که از دوره حضرت آدم به راه افتاد و به کاروان حضرت اباعبدالله‌الحسین (ع) پیوست تا زمانی که ظلم و جور و حق و عدالت برجاست تا برپایی حکومت صالح حضرت مهدی ادامه دارد.
    وی در مراسم تشیع پیکر پاک سردار سرتیپ شهید عباس علی جان نثاری تصریح کرد: در دوره‌ای که همه تصور می‌کنند راه شهادت بسته است شهدایی همانند شهید عباس علی جان‌نثاری ثابت کردند گذرگاه شهادت برای مشتاقان این راه همچنان گشوده است.
    جانشین فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به اخلاص و وظیفه‌شناسی شهید جان‌نثاری افزود: این شهید بزرگوار از جمله افراد گمنامی بود که از 14 سالگی وارد سپاه شد و زندگی خود را با جهاد و شهادت هماهنگ کرد و با وجود فداکاری‌های فراوان کمتر کسی او را می‌شناخت و سرانجام پس از 30 سال خدمت خالصانه به کاروان شهدای کربلا پیوست و با شهادت خود و یارانش سند مظلومیت ملت ایران در برابر تروریست‌های جنایتکار را امضا کرد.
    وی بیان داشت: افرادی چون شهید جان‌نثاری از بقایای شهدای کربلا و سربازان واقعی امام زمان و پشتوانه نظام هستند که به صورت گمنام در میان ما زندگی می‌کنند و پر کردن جای آنها به راحتی امکان‌پذیر نیست.
    عراقی با اشاره به نحوه شهادت شهید جان ‌نثاری افزود: از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی عده‌ای با توطئه‌های مختلف سعی کردند انقلاب اسلامی را منحرف و آن را از محتوا خالی کنند.
    وی ادامه  داد: در آن زمان دموکرات‌ها قصد داشتند کردستان را ناامن و جای پایی برای اسرائیل کنند که با درایت امام خمینی (ره) و حمایت جان برکفان نظام این توطئه خنثی شد، امروز این گروه با نامی جدید با عنوان گروه پژاک و با همان اهداف به توطئه‌های خود در شمال غرب و مناطق غرب کشور ادامه می‌دهند با این تفاوت که این‌ بار برنامه‌هایشان متنوع‌تر و سازماندهی و پیوستگی آنها بیشتر است.
    جانشین فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تاکید کرد: نیروهای مسلح به ویژه سپاه پاسداران و بسیج هر جا انقلاب اسلامی و دست‌آوردهای آن تهدید شود جان بر کف و سینه سپر کرده از آن دفاع می‌کنند و هرگز اجازه نمی‌داد حتی ذره‌ای از خاک این کشور را تحت سلطه و اشغال خود درآورند.
    وی با بیان اینکه استکبار جهانی حامی و پشتیبان اصلی این گروهک‌ها است، گفت: امروزه در شمال غرب کشور این تهدید وجود دارد در حالی که در دنیا این گروه را با عنوان نیروی چریکی محسوب می‌شود و حتی ارتش ترکیه نیز از این گروهک واهمه دارد، شهید جان‌ نثاری به همراه نیروهای انتظامی و مسلح در یکی از حساس‌ترین مناطق شمال غرب مستقر و قدم به قدم به لانه منافقان که در ارتفاعات غرب کمین  کرده بودند نفوذ و این مناطق را پاک‌سازی کردند.
    عراقی در ادامه افزود: شهید جان‌ نثاری با ابتکاراتی ویژه که در طول 32 سال تازگی داشت نقاط مهمی از مواضع دشمن را با توپخانه دور برد به صورت منحنی و برای نخستین بار به صورت مستقیم مورد هدف قرار داد و ضربه سنگینی را به آنها وارد کرد و مناطق پاک‌سازی شده را استحکام بخشید.
    وی در پایان تاکید کرد: ما پاسداران و نیروهای مسلح انقلاب اسلامی خاک وطن را ناموس خود می‌دانند و هرگز اجازه نمی‌دهند این خاک مورد تعرض بیگانگان قرار گیرد و تا زمانی که خسارت‌هایی که منافقان به ایران وارد کردند جبران نشود و آنها را از کشور بیرون نرانند اسلحه خود را در غرب و شمال کشور به زمین نمی‌گذارند.
    به گزارش فارس، سردار سرتیپ پاسدار شهید عباس علی جان ‌نثاری فرمانده گروه توپخانه و پدافند موشکی و هوایی 15 خرداد در مناطق عملیاتی شمال غرب کشور مورد اصابت گلوله مستقیم منافقان قرار گرفت و به شهادت رسید و دقایقی پیش طی مراسم با شکوهی با حضور امت حزب‌الله و مسئولان استانی در گلستان شهدای اصفهان به خاک سپرده شد.

    روحش شاد یادش گرامی باد 

    الّلهُمَّ ارزُقنی شَهادَتَ فِی سَبیلِک


نوشته شده توسط بيسيم چي در و ساعت Array امتياز: (0) 14 بازديد |


کد نوای جبهه 1


    سلام به درخواست یکی از دوستان کد نوای جبهه

    شادی روح شهدا وامام شهدا صلوات

    کد نوای جبهه بدون هیچ تغییری در وبلاگ خود قرار دهید

     


نوشته شده توسط بيسيم چي در و ساعت Array امتياز: (0) 62 بازديد |

تست نوای جبهه 1

نرم افزار قرآنی بشارت نسخه 1.1


     

    عليرغم وجود نرم افزارهاي تخصصي متعدد قرآني ، نرم افزاري با رويكرد استفاده غير تخصصي توليد نشده است نرم افزار قرآني پرنيان جهت توسعه فرهنگ قرآني با كاربري بسيار ساده و امكان استفاده همگاني توسط شركت پرنيان پردازش پارس تهيه گرديده است . با توجه به اين رويكرد، بخش مربوط به كاربري عمومي با مد نظر قرار دادن مواردي نظير محيط گرافيكي زيبا ، انتخاب تم نرم افزار توسط كاربر ، تنظيم اندازه دستخط به ميزان دلخواه ، خط بردن و صفحه زدن خودكار و نگه داشتن سرخط در اجراي بعدي و ... برجسته گرديده است.

    امکانات و ويژگيها :

    * کاربري ساده
    * نصب آسان
    * اجراي نرم افزار بدون نياز به سي دي
    * امکان گوش دادن به قرآن درحين کار با ساير نرم افزارها
    * قرآن كريم با ترجمه استاد فولادوند
    * ترتيل قرآن کريم با صداي استاد ابوبکر شاطري
    * صفحه بندي استاندارد
    * نمايش جزء و حزب
    * نمايش آيه در حال قرائت به صورت برجسته
    * تكرار به صورت آيه به آيه به تعداد دفعات دلخواه
    * صفحه زدن خودکار
    * قابليت جستجو در متن و ترجمه قرآن
    * امکان کپي آيه و ترجمه و نتايج جستجو جهت استفاده در ساير نرم افزارها
    * قابليت بزرگ و کوچک کردن اندازه قلم به ميزان دلخواه
    * کيفيت مناسب نمايش متن ها
    * مشخص بودن آيات داراي سجده
    * خواندن ذکر سجده پس از قرائت آيات داراي سجده واجب
    * نگهداشتن وضعيت صفحه، آيه، اندازه فونت و ساير تنظيمات
    * امکان نمايش خودکار آيه در حال قرائت در بالاي صفحه نمايش
    * امکان انتخاب صفحه، حزب و جزء
    * تعيين تعداد تکرار قرائت هر آيه
    * امکان انتخاب مکث ميان قرائت آيه ها به صورت ثابت و يا متناسب با اندازه آيه
    * امکان انتخاب نوع نمايش براي نرم افزار

    دانلود نرم افزار قرآنی بشارت (حجم: 455 مگابایت)


,

نوشته شده توسط بيسيم چي در و ساعت Array امتياز: (0) 17 بازديد |


حُرّ امام خميني پهلوان بي مزار شهيد شاهرخ ضرغام- روي سينه اش خالكوبي كرده بود: فدايت شوم خميني


    نام : شاهرخ ضرغام Final-1

    نام پدر : صدرالدين

    تاريخ تولد : ۱۳۲۸

    محل تولد : تهران

    تاريخ شهادت : هفدهم آذرماه 1359

    محل شهادت : آبادان

     

    اينها مشخصات شناسنامه اي اوست. كسي كه در سي و يك سال عمر خود زندگي عجيبي را رقم زد. از همان دوران كودكي با آن جثه درشت و قوي خود، نشان داد كه خلق و خوي پهلوانان را دارد .

    شاهرخ هيچگاه زير بار حرف زور و ناحق نمي رفت. دشمن ظالم و يار مظلوم بود. دوازده سالگي طعم تلخ يتيمي را چشيد. از آن پس با سختي روزگار را سپري كرد .

    در جواني به سراغ كشتي رفت. سنگين وزن كشتي مي گرفت. چه خوب پله هاي ترقي را يكي پس از ديگري طي مي كرد. قهرمان جوانان، نايب قهرمان بزرگسالان، دعوت به اردوي تيم ملي كشتي فرنگي. همراهي تيم المپيك ايران و...

    اما اينها همه ماجرا نبود. قدرت بدني، شجاعت، نبود راهنما، رفقاي نا اهل و ... همه دست به دست هم داد. انساني بوجود آمد كه كسي جلودارش نبود هرشب كاباره، دعوا، چاقوكشي و ...

    پدر نداشت. از كسي هم حساب نمي برد. مادر پيرش هم كاري نمي توانست بكند الا دعا! اشك مي ريخت و براي فرزندش دعا مي كرد. خدايا پسرم را ببخش، عاقبت به خيرش كن. خدايا پسرم را از سربازان امام زمان(عج) قرار بده . ديگران به او مي خنديدند. اما او مي دانست كه سلاح مومن دعاست. كاري نمي توانست بكند الا دعا. هميشه مي گفت: خدايا فرزندم را به تو سپردم. خدايا همه چيز به دست توست. هدايت به وسيله توست. پسرم را نجات بده!

    ٭٭٭

    زندگي شاهرخ در غفلت و گمراهي ادامه داشت. تا اينكه دعاهاي مادر پيرش اثر كرد. مسيحا نفسي آمد و از انفاس خوش او مسير زندگي شاهرخ تغيير كرد .

    بهمن ۵۷ بود. شب و روز مي گفت: فقط امام، فقط خميني (ره)

    وقتي در تلويزيون صحبت هاي حضرت امام پخش مي شد، با احترام مي نشست. اشك مي ريخت و با دل و جان گوش مي كرد.

    مي گفت: عظمت را اگر خدا بدهد، مي شود خميني، با يك عبا و عمامه آمد. اما عظمت پوشالي شاه را از بين بُرد.

    هميشه مي گفت: هرچه امام بگويد همان است. حرف امام براي او فصل الخطاب بود.

    براي همين روي سينه اش خالكوبي كرده بود كه: فدايت شوم خميني.

    ولايت فقيه را به زبان عاميانه براي رفقايش توضيح مي داد. از همان دوستان قبل از انقلاب، ياراني براي انقلاب پرورش داد. وقتي حضرت امام فرمود: به ياري پاسداران در كردستان برويد. ديگر سر از پا نمي شناخت. حماسه هاي اورا در سنندج، سقز، شاه نشين و بعدها در گنبد و لاهيجان وخوزستان و... هنوز در خاطره ها باقي است.

    شاهرخ از جمله كساني است كه پير جماران در رسايشان فرمود: اينان ره صد ساله را يك شبه طي كردند. من دست و بازوي شما پيشگامان رهائي را مي بوسم و از خداوند مي خواهم مرا با بسيجيانم محشور گرداند.

    وقتي از گذشته زندگي خودش حرف مي زد داستان حُر را بازگو مي كرد خودش را حُر نهضت امام مي دانست. مي گفت: حُر قبل از همه به ميدان كربلا رفت و به شهادت رسيد، من هم بايد جزء اولين ها باشم.

    در همان روز هاي اول جنگ از همه جلوتر پا به عرصه گذاشت. آنقدر دلاورانه جنگيد كه دشمنان براي سرش جايزه تعيين كردند. آنقدر شجاعانه رفت تا كسي به گرد پايش نرسد. رفت و رفت. آنقدر رفت تا با ملائك همراه شد . شاهرخ پروازي داشت تا بي نهايت. در هفدهم آذر پنجاه و نه دشتهاي شمال آبادان اين پرواز را ثبت كرد. پروازي با جسم و جان. كسي ديگر او را نديد ؛ حتي پيكرش پيدا نشد.

    مي گويند مفقود الاثر، اما نه، او از خدا خواسته بود همه گذشته اش را پاك كند. همه را، هيچ چيزي از او نماند. نه اسم، نه شهرت، نه مزار و نه هيچ چيز ديگر. خدا هم دعايش را مستجاب كرد.

    اما ياد او زنده است. نه فقط در دل دوستان، بلكه در قلوب تمام ايرانيان. او سرباز ولايت بود. مريد امام بود. مرد ميدان عمل بود و اينها تا ابد زنده اند.

    هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق

    ثبت است برجريده عالم دوام ما

    مادر شهيد شاهرخ ضرغام :

    Final-2

    (خانم عبدالهي (مادر شاهرخ) كه در مردادماه 1388 به شاهرخ پيوست. شادي روحش صلوات)

     ادامه مطلب:

    تولد

    ورزش

    روايت دوستان

    غيرت وجوانمردي

    داستان بهروز وثوقي

    پيشنهاد ساواك

    ماه محرم

    سفر به مشهد

    انقلاب

    بهمن ماه ۱۳۵۷

    استدلال شاهرخ براي اثبات ولايت فقيه

    كميته

    اردواج

    شروع جنگ

    ديدار يا آيت الله خامنه اي

    جايزه عراق براي سر شاهرخ

    وحالات قبل از شهادت وشهادت شهيد بزگوارشاهرخ ضرغام


,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 42 بازديد |

ادامه ي مطلب

چگونه از يك افتضاح سبز جلوگيري كنيم


    الان نزديك به يكسال و نيم از روزي كه ما تلاش كرديم سبز باشيم، مي گذرد اما كم‌كم رنگ‌مان دارد تغيير مي كند وsabz با سرعت زيادي داريم هم رنگ تنه درختان مي شويم. فراخوان اين هفته باعث شد تا برگزار نشدن يك تجمع ديگر هم به رزومه ما افزوده شود كه همين امر ما را بر آن داشت تا با آسيب شناسي فراخوان‌ها و تجمعات اخير و همچنين ارايه چند راهكار از متمايل شدن رنگ‌مان به قهوه اي جلوگيري كنيم. ما كه نفهميديم بالاخره رهبران اين جريان چه كساني هستند اما خود رهبران كه احتمالا از رهبر بودن خود مطلعند، مي توانند از اين پيشنهادات ما استفاده كنند.

    جاي خوبي را براي تجمع انتخاب كنيد

    انتخاب يك جاي مناسب براي تجمع، انصافا نصف تجمع است. متاسفانه مكان‌هايي كه جديدا براي تجمع اعلام مي شود، تناسبي با جمعيت هدف ندارد. آمدن به خيابان انقلاب يا آزادي مستلزم خارج شدن از خانه، سوار شدن به اتومبيل، پيدا كردن جاي پارك آن هم در مركز شهر و انجام دادن همه اين مراحل در حين بازگشت است كه بر همگان واضح و مبرهن است، چنين انتظاري از طرفداران سبزانديش ما انتظاري نابجا و بيش از حد است. خاصه آنكه بعضا ديده شده از هواداران خواسته مي شود از ميدان امام حسين تا ميدان آزادي پياده روي كنند كه واقعا شرم آور است. بهتر است رهبران جنبش سبز كه از آن‌ها در افواه عمومي به

    سران عوضي، اسراييلي، خائن، قاتل و نامرد فتنه نام برده مي‌شود، تكليف هواداران را مشخص كرده و اعلام كنند كه اگر براندازي رژيم چنين هزينه هايي دارد، ما برويم وقتي پولدار شديم، بياييم. در همين راستا، مكان‌هايي چون دركه، دربند، پارك ملت، خيابان فرشته و پيست اسكي توچال پيشنهاد مي‌شود. ضمنا نبايد از پشت بام‌ها نيز غافل شد مخصوصا كه ديگر اكثر خانه ها آسانسور دارند.

    در انتخاب مكان بايد اين نكته مورد توجه قرار گيرد كه حداقل يكي دو مغازه كه چيزي مانند ساندويچ يا لباس زنانه مي فروشند، در آن حوالي وجود داشته باشد تا بتواند بهانه خوبي براي برخي آقازاده ها شود.

    بهانه هاي مهمي جور كنيد

    با توجه به اينكه شايعه زنداني شدن موسوي و كروبي هم نتوانسته است موجب خيزش ميليوني جمعيت خلق ليبرال كمونيست خداجوي ايران شود، به نظر مي رسد به بهانه هاي دلخراش تري نياز باشد.

    به عنوان مثال در اين زمينه مي توان از كروبي شجاع خواست كه وارد ميدان شود. قطعا او كه هميشه آماده است براي آزادي ايران مورد تجاوز قرار گيرد، سخت نيست تا از پسرش بخواهد چنين شايعه اي را پخش كند. اين كار اگر باعث انسجام جنبش نشود، قطعا موجب شادي و انبساط در ميان هواداران شده كه همين هم غنيمت است. پخش شايعه هايي چون بستن موهاي زهرا رهنورد به اسب كشيدن او در خيابان، فرو كردن سيخ در گوش موسوي و درآوردن آن از دماغ او و يا قوي شدن احتمال يك در ميليون بازداشت فائزه هاشمي مي تواند باعث خيزش يا خيزاندن جنبش شود.

    اينترنت را قطع كنيد

    متاسفانه مشاهده شده كه درست در ساعاتي كه هواداران غيور ما در زير پاي دژخيمان رژيم مشغول چيبس خوردن و لاو تركاندن هستند، عده اي از هوادارن پاي اينترنت نشسته و مشغول بارگذاري پست هاي حماسي در فيس بوك و... مي باشند. در صورتي كه قطعا حضور آنها باعث خواهد شد تا جمعيت ما به اندازه انگشتان هزارپا شده و سه سوته رژيم را ساقط كنيم. بنابراين پيشنهاد مي‌شود تا با قطع اينترنت، هواداران را مجبور كنيم از نزديك شاهد وقايع باشند. اين كار علاوه بر پرشور شدن تجمع، اين حسن را دارد كه موجب مي شود تا از انتشار مطالبي كه داد مي زند نويسنده در تجمع حضور نداشته، جلوگيري شود و آبروريزي كمتري شود.

    هم ديگر را تحريك كنيد

    علاوه بر سران جنبش، تمامي هواداران هم موظف هستند تا يكديگر را به حضور در تجمع تحريك كنند. اين كار مي تواند با ارسال پيامك، تماس تلفني و... صورت پذيرد. براي اجرايي شدن اين طرح مي توان به تنبيه كساني پرداخت كه اين كار را نمي كنند. اين مهم با توجه به تعداد هواداران و از طريق ديدن پيامك‌هاي گوشي آنها قابل انجام است. اما براي اينكار چند جمله تحريك كننده پيشنهاد مي‌شود:

    فحش گذاشتم هر كي نياد تجمع.

    لعنت بر پدر و مادر كسي كه تو خونه اش بشينه.

    هوي، عوضي پاشو بيا تو خيابون.

    مياي يا من بيام؟

    خوشگله مياي بريم تو خيابونا يه چرخي بزنيم، ماشين جديدمو نشونت بدم؟

    دهنتو ... كه حاضري... ولي ... نداري پاشي بياي تو خيابون. واقعا كه ... هستي.

    تكذيب كنيد

    با توجه به اينكه در چند مورد اخير ثابت شده است كه از شكل و شمايل خيابان‌ها در ساعت‌هاي مانده به تجمع مي توان ميزان استقبال مردم را فهميد، بد نيست كه در صورت مشاهده استقبال نكردن هواداران، ده بيست دقيقه مانده به ساعت فراخوان، تكذيبيه اي منتشر و تجمع را لغو كنيم. اگر ديديم نه! افراد زيادي آمدند، تكذيبيه را تكذيب مي كنيم. بعدش اگر ديديم آن افراد زياد هوادار ما نبوده اند و رهگذر بودند، تكذيبيه تكذيبيه را تكذيب مي كنيم. اگر ديديم آنها رهگذراني بودند كه مي خواستند به تجمع بپيوندند، تكذيبيه تكذيبيه تكذيبيه را تكذيب مي كنيم. فقط بايد حواس‌مان باشد تعداد تكذيبيه ها از دستمان در نرود.

    لباس هاي چهار فصل بپوشيد

    يكي از ضعف هاي ما اين است كه از داشته هاي خود درست استفاده نمي كنيم. اين چه افتضاحي است كه ما تصاوير يك تجمع را نداريم كه تجمع كنندگان آن لباس زمستاني پوشيده باشند. فكرش را بكنيد، اگر در تجمعات پس از انتخابات، مردم لباس زمستاني پوشيده بودند، الان مي توانستيم همان تصاوير را قالب كنيم. بنابراين از همان معدود تجمع كنندگان خواهشمنديم كه براي لحظاتي كاپشن خود را درآورده و با زيرپيراهني در انظار حاضر شوند. به خدا جاي دوري نمي رود. ديديد باز در تابستان فراخوان داديم و نيامديد، بگذاريد لااقل با اين تصاوير دستمان به جايي بند باشد ديگر.


,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (0) 20 بازديد |


شهر پاراچنار ، يكي از كانون هاي تمركز شيعيان در شبهه قاره هند


    شهر پاراچنار ، يكي از كانون هاي تمركز شيعيان در شبهه قاره هند بود كه با جدا شدن پاكستان از هندوستان ، در خاك اين كشور جديدالتاسيس قرار گرفت. امروز هم اين شهر مركز تجمع صدها هزار تن از فرزندان اميرالمومنين علي ابن ابيطالب( عليه السلام) است و باد هايي كه به سوي كربلا مي وزند ، پرچم هاي « يا حسين»  را  بر فراز مساجد اين منطقه به به تلاطم درمي آورند.

    شيعيان پاراچنار ، بيش از سي سال است كه مبتلا به مصائب جانسوزي و خانمان براندازي هستند. جالب است كه از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران هم سي سال مي گذرد. ابتلائات اين مردمان پاك نهاد در سه سال گذشته ، با جنگي خونين به اوج خود رسيد. جنگي كه محافلي در ايران تلاش وافر دارند آن را به عنوان « نزاعي قبيله اي » و غير سياسي و فاقد ابعاد ارزشي معرفي كنند. متاسفانه تلاش اين محافل با موفقيت همراه بوده و بايكوت خبري ناجوانمردانه اي درباره مسائل جاري در پاراچنار بر رسانه ها حاكم شده است

    لينك دانلود


,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (0) 30 بازديد |


30 خاطره از 30 بي‌سيم‌چي اراكي


    كتاب - مسئول دفتر آفرينش‌هاي ادبي حوزه هنري استان مركزي از چاپ كتاب «30 خاطره از 30 بي‌سيم‌چي» تا پايان اسفند ماه امسال به همت دفتر آفرينش‌هاي ادبي حوزه هنري استان مركزي خبر داد.

    مريم طالبي اظهار داشت: هم اكنون خاطرات 10 نفر از بي‌سيمچيان هشت سال جنگ تحميلي جمع‌آوري شده است. وي در گفت‌وگو با فارس تصريح كرد: كار مصاحبه و جمع‌آوري خاطرات 20 نفر ديگر از بي‌سيم‌چيان هشت سال جنگ تحميلي در دست اقدام است كه پيش‌بيني مي‌شود تا پايان سال جاري خاطرات جمع‌آوري شده در كتابي با عنوان «30 خاطره از 30 بي‌سيمچي» چاپ و منتشر شود.

    مسئول دفتر آفرينش‌هاي ادبي حوزه هنري استان مركزي خاطر نشان كرد: هدف از انتشار اين كتاب ثبت و نشر ارزش‌ها و خاطرات رزمندگان هشت سال جنگ تحميلي است.

    طالبي همچنين از برگزاري جشنواره شعر و داستان دانش‌آموزي خبر داد و گفت: اين جشنواره 21 بهمن‌ماه و در موضوعات آزاد، دفاع مقدس و انقلاب ويژه دانش‌آموزان مقطع دبيرستان برگزار مي‌شود.

    وي با بيان اينكه اين جشنواره با همكاري اداره آموزش و پرورش استان مركزي برگزار مي‌شود، ادامه داد: علاقه‌مندان به شركت در اين جشنواره تا 20 دي ماه فرصت دارند آثار خود را به دبيرخانه جشنواره ارسال كنند.

    مسئول دفتر آفرينش‌هاي ادبي حوزه هنري استان مركزي گفت: آشنايي نسل جديد با دفاع مقدس و بيان ارزش‌هاي دوران هشت سال دفاع مقدس از اهداف برگزاري اين جشنواره است.
    منبع: خبر آنلاين

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (0) 22 بازديد |


تقدير ازحسين قدياني توسط رئيس جمهور


     

     

    رئيس جمهور در نامه‌اي از حسين قدياني فعال مطبوعاتي و نويسنده تقدير كرد؛حسين قدياني اخيرا چند كتاب تاليف كرده كه نسخه‌اي از يكي از آنها را به نام ”نه ده“ با موضوع حماسه ٩ دي سال گذشته به رئيس جمهور هديه كرده بود

    رئيس جمهور در نامه‌اي از حسين قدياني فعال مطبوعاتي و نويسنده تقدير كرد.
    در نامه رئيس جمهور خطاب به وي آمده است:
    بسم الله الرحمن الرحيم
    فرزند برومند انقلاب آقاي حسين قدياني
    سلام بر تو و دل آرماني‌ات.
    كتاب خوبت را ديدم و بسياري از نوشته‌هايت را كمابيش ديده‌ام. اميدوارم با عشق به ولايت و امامت و در سايه امام عصر (عج) همچنان بالنده و زاينده انديشه علوي و در انتظار جامعه مهدوي باشيد. خدا يار و نگهدار شما باشد.محمود احمدي نژاد
    شايان ذكر است ؛حسين قدياني اخيرا چند كتاب تاليف كرده كه نسخه‌اي از يكي از آنها را به نام ”نه ده“ با موضوع حماسه ٩ دي سال گذشته به رئيس جمهور هديه كرده بود

    اين در حاليست كه وبلاگ حسين قدياني فيلتر شده است وعلت آن نامه اي بوده كه به قوه قضائيه مبني بر محاكمه سران فتنه از جمله موسوي نوشته است

     

    حسين قدياني كه در دوران فتنه 88 همه توان خود را براي دفاع از هويت انقلاب و نظام مقدس جمهوري اسلامي بكار گرفته بود بعد از فتنه هم چهره تزوير اصحاب فتنه و مسئولين بي بصيرت را افشا مي كند


,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (0) 14 بازديد |


كليپ موبايل شهيد همت ..

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (0) 27 بازديد |


پيامك عيد غدير


     
    علي در عرش بالا بي نظير است
    علي بر عالم و آدم امير است
    به عشق نام مولايم نوشتم
    چه عيدي بهتر از عيد غدير است؟

    **********************

    خورشيد چراغكي ز رخسار عليست / مه نقطه كوچكي ز پرگار عليست
    هركس كه فرستد به محمد صلوات / همسايه ديوار به ديوار عليست

    **********************

    عيد كمال دين .سالروز اتمام نعمت وهنگامه اعلان وصايت و ولايت
    امير المومنين عليه السلام
    بر شيعيان وپيروان ولايت خجسته باد

    **********************
    روز عيد غديرخم از شريف ترين اعياد امت من است.
    پيامبر اكرم(ص)

    **********************
    نازد به خودش خدا كه حيدر دارد / درياي فضائلي مطهر دارد
    همتاي علي نخواهد آمد والله / صد بار اگر كعبه ترك بردارد

    **********************

    خدايا به حق شاه مردان / مرا محتاج نامردان مگردان
    فرا رسيدن عيد غديرخم بر عاشقان آن حضرت مبارك
    دلا امشب به مي بايد وضو كرد / و هر ناممكني را آرزو كرد

    **********************

    چون نامه ي اعمال مرا پيچيدند
    بردند به ميزان عمل سنجيدند
    بيش از همه كس گناه ما بود ولي
    آن را به محبت علي بخشيدند

    **********************

    تمام لذت عمرم در اين است / كه مولايم اميرالمومنين است

    **********************
    نام علي : عدالت -- راه علي : سعادت -- عشق علي : شهادت -- ذكر علي : عبادت -- عيد علي : مبارك

    **********************

    نه فقط بنده به ذات ازلي مي نازد
    ناشر حكم ولايت به ولي مي نازد
    گر بنازد به علي شيعه ندارد عجبي
    عجب اينجاست خدا هم به علي مي نازد

    **********************
    هان! اي مردمان! علي را برتر بدانيد، كه او برترين انسان از زن و مرد بعد از من است... هركه با او بستيزد و بر ولايتش گردن ننهد نفرين و خشم من بر او باد. (خطبه ي غديريه)

    **********************
    شبي در محفلي ذكر علي بود ، شنيدم عاشقي مستانه فرمود ، اگر آتش به زير پوست داري ، نسوزي گر علي را دوست داري

    **********************
    رسولي كز غدير خم ننوشد ، رداي سبز بعثت را نپوشد
    **********************

    قرآن به جز از وصف علي آيه ندارد
    ايمان به جز از حب علي پايه ندارد
    گفتم بروم سايه لطفش بنشينم
    گفتا كه علي نور بود سايه ندارد

    **********************

    شبي در محفلي ذكر علي بود
    شنيدم عارفي فرزانه فرمود
    اگر آتش به زير پوست داري
    نسوزي گر علي را دوست داري
    خورشيد شكفته در غدير است علي
    باران بهار در كوير است علي
    بر مسند عاشقي شهي بي همتاست
    بر ملك محمدي امير است علي

    **********************
    ما زين جهان از پي ديدار مي رويم ، از بهر ديدن حيدر كرار مي رويم ، درب بهشت گر نگشايند به روي ما ، گوييم يا علي و ز ديوار مي رويم

    **********************

    مدح علي و آل علي بر زبان ماست / گويا زبان براي همين در دهان ماست

    **********************

    روز مـحـشــر پـرسـيـد ز مـن رب جـلــــــــي
    گفت تو غـرق گنـاهي؟ گفتمش يـا رب بلي
    گفت پس آتش نميـگيرد چـرا جـسم و تنـت
    گفتمش چون حـك نمودم روي قلبم يا علي

    **********************

    اگر خلق عالم علي را مي شناختند ، دوستش ميداشتند و اگر خلق عالم علي را دوست ميداشتند ، جهنم آفريده نميشد .

    **********************
    به روز غدير خم از مقام لم يزلي ، به كائنات ندا شد به صوت جلي . كه بعد احمد مرسل به كهتر و مهتر ، امام و سرور و مولا عليست علي

    **********************
    عيد كمال دين , سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصايت و ولايت امير المومنين عليه السلام بر شيعيان وپ يروان ولايت خجسته باد

    **********************
    مدح علي و آل علي بر زبان ماست / گويا زبان براي همين در دهان ماست 

    **********************

    نخواهم گل كه گل بي اعتبار است
    تمام عمر گل فصل بهار است
    تو را خواهم من از گلهاي عالم
    كه عطر تو هميشه ماندگار است

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (0) 37 بازديد |


پاسخ به شبهات

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (0) 22 بازديد |


* سخنى درباره نهج البلاغه و گوينده آن *


    * سخنى درباره نهج البلاغه و گوينده آن *

    از آنجا كه ((نهج البلاغه)) مجموعه (خطبه‏ها، نامه‏ها و كلمات قصار حكيمانه) مولى الموحدين و امير المومنين على بن ابى طالب عليه‏السلام مى‏باشد، سخن گفتن درباره آن كار آسانى نيست، چرا كه ما توان آن را نداريم كه به عمق وجود اين گوينده والامقام پى ببريم و از تمام زواياى فكر بلند و ايمان قوى و ملكات فاضله آن حضرت آگاه شويم و كلمات حضرت در ((نهج البلاغه)) را آن چنان كه هست بشناسيم.
    على بن ابى طالب عليه‏السلام پس از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله برترين مخلوق خدا است .
    ابن عباس مى‏گويد: پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله فرمود:
    لو ان الاشجار اقلام و البحر مداد و الجن حساب، و الانس كتاب ما احصوا فضائل على بن ابى طالب عليه‏السلام.
    ((اگر درختان قلم باشند و درياها مركب، جنيان شماره گر، و انسانها نويسنده نمى‏توانند فضائل على بن ابى طالب عليه‏السلام را شماره كنند)).
    ينابيع الموده (سليمان بن ابراهيم قندوزى حنفى) ج 1، ص 364، باب 40، حديث 5.
    استاد محمد تقى جعفرى در مقدمه ((ترجمه و تفسير نهج البلاغه)) مى‏گويد: ((هيچ گونه جاى ترديد نيست كه ما نمى‏توانيم شخصيت على بن ابى طالب عليه‏السلام را، مانند شخصيت‏هاى يك بعدى تاريخ نشان بدهيم و كتابش ((نهج البلاغه)) را هم به عنوان كتابى كه يك شخصيت يك بعدى از خود به يادگار گذاشته است، تلقى نماييم. ما با انسانى سر و كار داريم كه هدف اعلايى براى زندگانى دارد، زمامدارى كه عادل مطلق است، داراى معرفتى در حد اعلى درباره انسان و جهان... تقوى و فضيلت در حد اعلى، پاكى گفتار و كردار و انديشه و نيت پاك ... و ده‏ها امتيازات از اين قبيل كه در على بن ابى طالب به اتفاق تمام تواريخ ثبت شده است، قابل توضيح و تفسير با مفاهيم و ارزش‏هاى معمولى نمى‏باشد، زيرا براى آن جامعه و يا افرادى كه زندگى جز تورم ((خود طبيعى)) چيز ديگرى نيست، عناصر شخصيت و امتيازات على عليه‏السلام و كتابش، خيالاتى بيش نيست.
    لطفا با ادامه مطلب مراجعه بفرمائيد ...


,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (0) 20 بازديد |

ادامه ي مطلب

بزار ماهم يه يادگاري از جنگ داشته باشيم ...


    بچه ها بهش ميگفتن "سيد"

    البته سيد نبودا چون خيلي دوستش داشتن بهش ميگفتن سيد

    بعداز عمليات بود وما رفته بوديم پاكسازي همينطور كه داشتيم ميگشتيم به يه تانك عراقي برخورد كرديم رفتم توش ديدم يه چندتا گلوله خيلي قشنگ تو تانك بود يكيش رو برداشتم ببينم وزنش چقدره يه دفعه ياد ورزش باستاني افتادم با خودم گفتم برا وزنه زدن بد نيستا ....

    خلاصه يه ورزش حسابي كردم بعد يه دفعه با خودم گفتم اين گلوله ها انگار يه جوري مشكوك ميزنه با بيسيم خبر دادم كه چندتا گلوله پيدا كردم ومشخصاتش رو هم دادم .قدش اينقدر...وزنش حدودا اينقدر ...

    وقتي شنيدم از اونطرف دارن ميگن كسي به گلوله ها نزديك نشه خنديدم يكي از بچه ها گفت سيد مگه اينا چيه گفتم گلوله ي  شيميايي بعد بچه ها گفتن چرا داري ميخندي گفتم اگه ميدونستم چيه كه باهاش ورزش نميكردم 

    بعد ديدم چندتا با لباس مخصوص اومدن وگلوله ها رو بردن از من پرسيدن كسي به گلوله ها دسد زده يانه گفتم پس چجوري بايد وزنش رو ميفهميدم

    از دوستاش يه خبري گرفتم ميگفتن همون دست زدن به گلوله ها باعث شده رو پوستش تأثير بزاره .

    دوستاش ميگفتن دكتر نميره ميگه حالا نميزارين خوش باشيم بزار ماهم يه يادگاري از جنگ داشته باشيم يادمون باشه كي بوديم وحالا كي هستيم ....
    واين هم توضيح مختصري در مورد :
    مهمات شيميايي و جنگ افزارهاي پرتاپ كننده عوامل شيميايي
    مقدمه:

    مهمات شيميايي عبارت از مقداري مواد شيميايي (سمي يا غير سمي) يا احتراقي است كه درون ظرف يا محفظه اي (درون گلوله توپ، درون بمب يا موشك، داخل مخزن يا نارنجك و ياسطل و...) ريخته مي شود و به وسيله انواع وسايل پرتاب (پرتاب دستي مانند نارنجك و يا پرتاب ابزاري مانند توپ و...)
    پرتاب شده و در نهايت به وسيله يك يا چند ابزار منفجر كننده در رزم يا آموزش به كار مي رود.
    مهمات شيميايي (Chemical Munition) در مقايسه با مهارت غير شيميايي از نظر نوع انفجار و نحوه پخش، شكل و علايم ظاهري و شيوه هاي حمل ونفل و انبارداري متفاوتند كه در ادامه هر يك از موارد به صورت خلاصه بررسي مي شود، همچنين برخي از مهمترين جنگ افزارهاي پرتاب كننده عوامل شيميايي سمي آورده شده است.

    نوع انفجار و نحوه پخش مهمات شيميايي

    انفجار مهمات شيميايي بر خلاف مهمات غير شيميايي نسبتا خفيف است. پس از انفجار مهمات غير شيميايي فقط بوي باروت به مشام مي رسد در حالي كه بوي حاصل از مهمات شيميايي بسته به نوع عامل بويي غير از باروت است.
    مهمات غير شيميايي پس از انفجار توليد دود نسبتا تيره رنگ مي نمايد كه به سرعت از بين مي رود، ولي مهمات شيميايي با توجه به نوف عامل بعد از انفجار بخارات رنگي ايجاد مي نمايد كه مدت پايداري آنها در فضا بيشتر است و به علت سنگين تر بودن نسبت به هوا در سطح زمين باقي مي ماند.
    شكل و علايم ظاهري مهمات شيميايي:
    برخلاف مهمات غير شيميايي، اغلب بر روي بدنه مهمات شيميايي نوارهاي رنگي به اضافه علامت اختصاري نظامي مانند( CS,CG,CK,...)كه مشخص كننده نوع و كيفيت عومل موجود است مشاهده مي گردد.

    شيوه هاي حمل ونقل و انبارداري مهمات شيميايي:

    حساسيت مهمات شيميايي نسبت به عوامل چون گرما، سرما، فشار، رطوبت و...
    بيشتر است همچنين امكان نشست عوامل از درون اين گونه مهمات نيز موجود است، بنابراين حمل ونقل  انبارداري آنها نيازمند دستور كارها و مراقبتهاي ويژه اي است.
    4-5 جنگ افزارهاي پرتاب كننده شيميايي( ChemicaIMunition  )
    بجز سلاح هاي انفرادي، تقريبا هر نوع سلاح ديگري را مي توان به مهمات شيميايي مجهز نمود و در حال حاضر كشورهاي قدرتمند بيشتر سلاح هاي موجود از قبيل خمپاره، توپ، سيستم هاي مشابه كاتيوشا ( راكت هاي چند پرتابه) ، موشك هاي زمين به زمين، بمب و مخازن پاشنده  (spray)  را به صورت جنگ افزارهاي شيميايي توليد مي كنند. به عنوان مثال مقدار ماده شيميايي لازم (مثلا سارين) به منظور ايجاد حداكثر آلودگي در يك فضاي باز  k m2 5/2( حدود1 مايل مربع) بسته به شرايط منطقه ( نظير شرايط آب و هوايي، عوارض زمين و...) نيازمند حدود 3/0تا 10 تن مي باشد كه براي پخش اين ميزان مواد با توپخانه 155 ميلي متري حدود 100 تا 3000 گلوله توپ مورد نياز خواهد بود.

    در پايان خاطر نشان مي گردد كه مقدار تسليحات شيميايي در زراد خانه هاي ابر قدرت ها به حدي است كه هر كدام از اين كشورها را در ذخيره سازي و نگهداري آنها دچار مشكل كرده است. در جدول زير خلاصه اي از نواع جنگ افزارهاي پرتاب كننده مهمات شيميايي، برد و مقدار عامل شيميايي قابل حمل به وسيله آنها آمده است

    جدول انواع جنگ افزارهاي پرتاب كننده مهمات شيميايي و برد تقريبي آنها
    نوع سلاح     برد برحسب كيلومتر     مقدار عامل شيميايي بر حسب كيلوگرم

    (
    بطور مثال  خمپاره     10-5     3-2  يعني : برد 5 تا 10 كيلومتر و وزن مواد شيميايي 2 تا 3 كيلوگرم)

    خمپاره     10-5     3-2
    توپ هويتزر     40-10     7-1
    راكت هاي چند پرتابه     30-10     20-2
    موشك هاي كوتا ه برد     60-50     200
    موشك هاي زمين به زمين     13-120     750-250
    بمب     -     150-50
    مخازن پاشنده     -     600-300

    همچنين وسايل پرتاب جنگ افزاهاي شيميايي آمريكا و شوروي سابق به عنوان بزرگترين ابر قدرت هاي نظامي در جداول زير آورده شده است. تعميم و يا احتمال وجود برخي از اين جنگ افزارها در كشور هاي هم پيمان يا طرفدار هر يك از دو قطب نظامي بزرگ دنيا امري دور از ذهن نمي باشد.
    جداول مذكور به وسيله مولفين مرجع  از گزارش شماره7 انيستيتوي جهاني پژوهش صلح استكهلم ( SIPRI  ) تهيه گرديده و به طور قطع ادوات و آمار مذكور در حال حاضر متحول گرديده است.
    ( RaIF TraPP, ChemicaI g BioIogicaI warfare Studies. SIPRI, No.7)

    جدول، وسايل پرتاب جنگ افزارهاي شيميايي آمريكا

    (
    به طور مثال : هويتزر 105 م. م، M102 تعداد موجود 40-5 عدد)

    وسايل و ادوات پرتاب     تعداد
    خمپاره انداز 2/4 اينچي، M20     -
    هويتزر 105 م. م، M102     40-5
    گلوله هويتزر 155 م. م، M114  و M198   و هويتزر خود كششي     50-5
    هويتزر 8 اينچي خودكشي M110     -
    پرتاب كننده راكت چند گانه 115 م. م، M-91     -
    پرتاب كننده راكت 12 گانه 227 م. م     500
    توپ 155 م. م M59     
    موشك هاي هانست جان 762  م. م     220
    موشك زمين به زمين (ATACMS)     -
    هواپيماي هاري ير AV-8     1000
    هواپيماي فانتوم –11 (F-4)     1400
    هواپيماي جنگنده (A-6)     1000
    بمب افكن F-111     1800

    جدول، وسايل پرتاب جنگ افزارهاي شيميايي شوروي سابق

    وسايل و ادوات پرتاب     تعداد
    خمپاره انداز 122 م. م     10-5
    خمپاره انداز 240 م. م خود كششي     80-5
    هويتزر 122م. م كششي و يا خود كششي     40-5
    هويتزر 152 م. م و هويتزر خودكششي، M109     50-5
    هويتزر 203 م. م خود كششي     -
    پرتاب كننده راكت 12 گانه 122 م. م     40
    پرتاب كننده راكت 16 گانه خودكششي 22 م. م BM-27     70
    پرتاب كننده راكت 36 گانه 122 م. م     -
    پرتاب كننده راكت 40 گانه خود كششي BM-21 (برد25-150Km )     130
    توپ 130 م. م M46     -
    توپ 152 م. م و توپ خود كششي 225 م. م     -
    موشك فراك 550 م. م با برد km 75   (فراك7 )     180
        
    موشك زمين به زمين (S-SMSkarp)  برد km 500-150     -
    موشك زمين به زمين (اسكاد- بي)     360
    موشك زمين به زمين (اسپيدر-23 )     -
    موشك زمين به زمين (S-S-2ScaIebord)  بردkm  1000-550     320
    موشك زمين به زمين (R.S-20)  برد بيش از km 5500     250
    موشك زمين به زمين (R.S.11Sego)  برد km 500-150     500
    موشك زمين به زمين (R.S.18gS.S19Sego)  برد km 500-150     1500
    موشك سطح به سطح دريايي (شادوك)     450
    بالگرد تهاجمي [ HIp] M-8     650
    بالگرد تهاجمي [ HIND] M.I-24     650
    هواپيماي جنگنده ياك-36 (Forger)     350
    هواپيماي پشتيباني، نزديك هوايي سوخوي –25
    حداكثربردkm 1000-500     1600
    هواپيماي سوخوي –17 (Fitter)     2000
    هواپيماي بمب افكن سوخوي-24 (Fencer)     1500
    هواپيماي ميگ-27  (Fiogger)     1500


,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (0) 19 بازديد |


گزارش شاهد عيني از قيام جنبش سبز در 22 خرداد! طنز


    طنز:

    با دعوت فعالان جنبش و با خنك شدن هوا كم كم بر عده ي حاضران در خيابان و پياده رو ها افزوده مي شود.

    مرد و زن و پير و جوان در پوشش خريد و سياحت آثار تاريخي و تفريح در حال پيوستن به جمع مردم هستند.

    در لباس تمام مردم مي توان تكه اي رنگ سبز يا ميشي يا يشمي ويا ديگر از خانواده ي سبز را به وضوح مشاهده كرد.

    حضور كودكان در اين جا چشمگير است كه براي اصفهان نويد آينده اي سبز را مي دهد.

    در گوشه اي از پياده رو مردي شروع به شعار دادن مي كند و فورا اطرافش شلوغ مي شود و شايد تا چند دقيقه ي ديگر تمام عينك هاي آفتابي اش فروش برود.

    صورت مرد تكيده و سوخته است و نشان مي دهد فقط و فقط در پي يك زندگي آزاد براي همه ي ايرانيان است و تنها به دنبال پاسخ براي اين سئوال است كه "چرا؟".

    پلاكاردهاي بزرگ كه بر روي آن ها به صورت معنا داري نوشته شده است "حراج واقعي" در همه جا به چشم مي خورد و گاهي عددي هم كنار تابلو نوشته شده است "30 درصد" كه اشاره ي ظريفي است به نتايج واقعي انتخابات و اينكه ايران با شكوه به تاراج كوتولگان رفته است.

     با وجود فشار و حضور بي سابقه ي نيروهاي امنيتي و گارد رهبري و سپاه با لباس هاي مبدل در قالب راننده ي اتوبوس، مغازه دار، گدا، ره گذر و ... اميد براي آزادي ايراني آباد مرد و زن را بي هيچ دلهره و ترسي به ميدان آورده است.

    همه با هم اند همه سبز، حتي علماي مردمي در بين جمعيت ديده مي شوند. شمارش معكوس براي حكومت آخوندها شروع شده است.

    جواني از من پرسيد "ساعت چند است؟" و من گفتم "هفت و ربع" و او به جمع مردم پيوست.

    جواني از كنارم رد شد و در دستش موبايلي بود كه با صداي عجيب بلندي آهنگي از يك خواننده ي آزادي خواه سبز پخش مي كرد و اين بر لطافت تجمع و همبستگي بيشتر مردم مي افزود.

    پيرمردي نزديك صد ساله در كنار خيابان هاج و واج مانده...او هم از اين غيرت مردم شگفت زده است...شايد چنين جمعيتي را فقط در سال 42 ديده باشد. اما آن زمان زمين متري دو ريال بود. او شايد نداند با رفتن آخوندها بهترين ماشين هنوز "پژو آخوندي" است يا نه.

    زن ايراني اين جا به سيم آخر زده است. حجاب از فكر و چشم و سر خود برداشته و به خيابان آمده. شايد شعار او اين است "نه روسري نه تو سري ".

    خبرنگاران و عكاسان خارجي در تمام مسير راهپيمايي به چشم مي خورند و صداي مردم را به گوش جهانيان مي رسانند. براي وارد شدن اين ها به مدرسه ي چهارباغ 5000 تومان و براي وارد شدن ما 2000 تومان پول گرفته مي شود.

    اين چهره ي مرد و زن ايراني است كه از پليس و آجان نمي ترسد و ماشينش را جلوي تقاطع پارك مي كند.  يعني اين راه بي برگشت است...

    دست جواني از ميان جمعيت بالا مي رود و با تمام وجود فرياد مي زند "عباس..." و به دور دست مي نگرد...عباس بر مي گردد و از ديدن رفقش خوشحال مي شود....ما بي شماريم.

    با تاريك تر شدن هوا مردم حتما چراغ هاي اتوموبيل هاي خود را روشن خواهند كرد و اين نشانه ي اتحاد يك ملت فهيم است چون در تاريكي رانندگي كار عاقلانه اي نيست.

    اينجا همه "ندا" هستند و "مهدي" (يقين يك مهدي نامي هم دارند اين ها!).اكنون ساعت 19 و سي دقيقه است و من در بطن يك رويداد تاريخي در يك خيابان تاريخي هستم...خدا را چه ديدي شايد بخت ما هم باز شد!


,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (0) 17 بازديد |


ترفندهاي افراد سودجود براي تخليه شارژ تلفن همراه حجاج


    ايكنا:  بعثه مقام معظم رهبري در هشداري جدي به زايران ايراني اعلام كرد تا مراقب سوء استفاده افراد سودجو براي تخليه شارژ موبايل زايران باشند.

    اخيرا تعدادي از افراد سودجو با روش‌هاي فريبنده اقدام به تخليه اعتبار سيم كارت زايران مي‌كنند. اين افراد سودجو با ارسال پيامك به زبان عربي و انگليسي با عناويني همچون «تبريك، شما برنده يك دستگاه خودرو هامر مدل ۲۰۱۱ شده ايد، سريعتر با شماره ذيل تماس بگيريد» اقدام به ترغيب مخاطب براي انجام تماس مي‌كنند.

    بنا بر اين گزارش، با برقراري تماس، مخاطب مجاب به پاسخگويي به سؤالات از پيش طراحي شده بر روي نوار منشي تلفني، درباره مشخصات خود تا اتمام شارژ تلفن همراه خواهد شد بي‌آنكه هيچ نتيجه‌اي حاصل شود.

    استفاده افراد سودجو از اين روش با تغيير در نوع كالاي برنده شده رو به فزوني است و اخيرا پيامكي با اين محتوا «تبريك شما برنده يك دستترفندهاي افراد سودجود براي تخليه شارژ تلفن همراه حجاج


,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 29 بازديد |


روايت يك شاهد عيني از لحظه ترور آيت‌الله قاضي طباطبائي +تصاوير


    شبكه ايران-دهم مهر ماه يادآور به شهادت رسيدن اولين شهيد محراب، آيت الله قاضي طباطبائي به دست گروهك فرقان است؛ شهيدي كه حضرت امام، او را از دوستان ديرين خود خواندند. با توجه به وقوع ترور ايشان در ساعات تاريكي شب، افراد اندكي شاهد آن بوده اند كه يكي از آنها آقاي جليل محمد پوران حلاج است كه خاطرات خود از لحظه شهادت ايشان را اينگونه نقل مي نمايد:
    «از قبل، چندين بار آقا را تهديد كرده بودند كه شما را ترور مي كنيم. صبح آن روز آقا به حمام رفتند و غسل نماز عيد قربان كردند. آقا به محافظ اعتقاد نداشتند و اسلحه هم نداشتند. آقا براي اقامه نماز عيد قربان رفتند. بعد از نماز از باشگاه تا سه راه اماميه راه پيمائي بود و آقا چون پياده رفتند، خسته شدند. وقتي به خانه آمدند فرمودند كه خسته ام. نمي خواستند براي نماز مغرب و عشا به مسجد بروند. اكثر اطرافيان آقا به مسجد رفتند. آقا به من فرمودند: "جليل آقا، برو ببين مسجد چه خبر است؟"
    وقت نماز گذشته بود و آقا هنوز خانه بودند. از مسجد يك نفر را فرستاده بودند كه مسجد پر شده و منتظر شما هستند. آقا دلشان نيامد نروند. راننده اي بود به اسم حسين آقا كه آمد و ما را برد.
    از مسجد كه بيرون آمديم، ديدم آقا خيلي در فكر هستند. من گفتم: "آقا، خواب ديده ام كه شما سوار اسب هستيد و از پاشنه پاي شما خون مي چكد."
    فرمودند: "آقا جليل، از مرگ مي ترسي؟"
    گفتم : "نه آقا"
    موقعي كه ماشين به ميدان حاج رضا پيچيد، جوان موتورسواري كه اسلحه اي را در پاكت گذاشته بود، آمد جلو و بلافاصله شليك كرد. من خودم را پرت كردم و به من نخورد، اما توانستند به آقا تير بزنند. يكي به سرشان خورده بود، دو تا هم به پهلوي ايشان. آقا فقط يك جمله گفتند: «حاج شيخ طوري نشده؟» يك گلوله هم به شيشه زدند و تكه شيشه اي به چشم من فرو رفت و كور شدم.»
    (ماهنامه شاهد ياران، شماره 51، صفحه 115)
     
    ماشيني كه آيت الله قاضي در آن ترور شد و به شهادت رسيد
     
     

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 63 بازديد |


(تفكرات و انسانها)تفاوت‌ دو زن +عكس


    لطفا براي نظر گذاشتن براي تفكرات مطلب بزارين و نه حزب ها هر چند  احزاب زاييده ي تفكر ها هستند اما در همه ي احزاب تند رو و معقول هم وجود داره پس همان تفكر خودتان و برداشتتان را بنويسيد كه نشانگر شما هست ... غياثي

    تفاوت‌ دو زن +عكس تفاوت‌هاي ارغوان رضايي با "ف م آ"، "گ ف"، "م ح" و حتي "ف ه"!
    هردو زن هستند، هر دو ايراني و البته هر دو در خارج از كشور حجاب را كنار گذاشتند و اتفاقا هر دو در فيلم تبليغاتي نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري، حضور داشته اند. يكي در فيلم تبليغاتي احمدي نژاد و ديگري در فيلم موسوي. اما تفاوت‌هاي اين دو در مقايسه با همانندهايشان آن قدر زياد است كه وجه اشتراك‌شان در حد شباهت خال مه رويان و دانه فلفل باقي مي ماند.

    فرق ارغوان با آن سه نفر ديگر اين است كه معتمدآريا و گلشيفته و ميترا با شيفتگي هرچه تمام تر با انجلاي سرزمين مادري خود، جلوي دوربين هاي انواع و اقسام جشنواره ها و فستيوال ها، عريان مي شوند و با كمال ميل حاضرند كه در كنار كارگردانان و بازيگران يهودي و صهيونيست نقش هاي ضداسلامي و حتي ضد ايراني را بازي كنند اما ارغوان رضايي با اينكه مي داند مسابقات ورزشي زنان مسلمان در سطح بسيار پايين‌تري نسبت به مسابقات معتبر بين المللي برگزار مي شود، مشتاقانه به ايران مي شتابد و حجاب اسلامي را رعايت مي كند و درمقابل رقباي بسيار ضعيف بازي مي كند تا بتواند سهمي هرچند كوچك در اعتلاي نام ايران اسلامي داشته باشد.

    فاطمه معتمد آريا درحالي كه، بخش قابل توجهي از فيلم تبليغاتي موسوي را به خود اختصاص داده است، سر يك ميز، همراه با زهرا رهنورد و معصومه ابتكار درباره حقوق از دست رفته زنان ايراني صحبت مي كند. تمام حرفي كه وي در اين "فيلم" مي زند آن است كه "من اگر بخواهم تنهايي به شهرستان بروم، اجازه رفتن به هتل ندارم مگر اينكه يك مرد همراه من باشد!"
    لطفا به ادامه مطلب مراجعه بفرمائيد ...

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 28 بازديد |

ادامه ي مطلب

شهيدي كه نحوه شهادتش را خواب ديد


    شهيدي كه نحوه شهادتش را خواب ديد
     

    نزديك غروب بود. وقتي از شيب ملايم تپه بالا مي‌آمد يكي از بچه‌ها او را ديده بود و با هم تا جلو چادر آمده بودند. توي چادر يكي دراز كشيده بود. يكي نامه مي‌نوشت. ديگري پوتين‌هايش را واكس مي‌زد. شهردار هم در تدارك روشنايي و شام بچه‌ها بود.

    با شنيدن صداي سلام همه سرها در چادر چرخيد. جلو در چادر ايستاد بود و با لبخند بهت زده بچه‌ها را نگاه مي‌كرد؛ با يك پيراهن چهار خانه قرمز و شلوار قهوه‌اي و يك جفت كتاني، يك قيف كوچك پارچه‌اي روي چشم راستش بيشتر جلب توجه مي‌كرد. همه از جا جستند. به گرمي يك يك بچه‌ها را در آغوش كشيد. حسين خسروي آمده بود.

    پيش از آن كه دهان كسي به سئوال باز شود با لحن طلبكارانه‌اي هميشگي‌اش شروع كرد به گفتن: چي فكر كرديد؟ به اين راحتي ول كن نيستم. كدام آدم عاقلي با يك تركش فسقلي مي‌رود و بر نمي‌گردد. نه خير. از اين خبرها نيست.

    سعي مي‌كرد خودش را سر حال نشان دهد. اما همه مي‌ديدند كه تحليل رفته. ده روز پيش بود كه حسين با فرماندهان مي‌روند كوه هاي اطراف (جايي كه محل عمليات احتمالي لشكر علي بن ابيطالب بود) براي شناسايي. آن روز وقتي همه برگشتند، كسي حسين را نديد. او زخم برداشته بود و برده بودندش عقب. حسين جزئيات ماجرا را گفت.

    وقتي به آخرين سنگر‌هاي خود رسيديم هوا داشت تاريك مي‌شد و ما وقت كمي براي شناسايي داشتيم. به همين دليل دائم روي قله جا به جا مي‌شديم. همين باعث شد دشمن متوجه شود و آن نقطه را زير رگبار دو شكا و خمپاره شصت بگيرد. من داشتم به دقت محل سنگر‌هاي دشمن را به خاطر مي‌سپردم كه ناگهان متوجه شدم صورتم خيس شد. دست كشيدم ديدم خون است. در اين وقت همه چيز جلو چشمانم تيره و تار شد و ديگر هيچ كجا را نديدم. نفهميدم چطوري از بالاي آن صخره‌‌ها مرا پايين آوردند. فكر مي‌كنم بعد از درمان مقدماتي در مريوان، به سنندج منتقل شدم و از آن جا با هواپيما به اصفهان بردندم. در آن جا سر از بيمارستان آيت الله كاشاني در آوردم. آن هم وقتي متوجه شدم كه از اتاق عمل به بخش منتقلم كرده بودند. و اثرات داروي بيهوشي تمام شده بود.

    آن طور كه تعريف مي‌كرد، پس از عمل مرتب از دكتر و پرستار و هر كس كه بالاي سرش مي‌آمد سئوال مي‌كرد: من كي مرخص مي‌شوم. خانواده و دوستان حسين هم كه فهميده بودند او در بيمارستان بستري است، از خمين به اصفهان آمده، به ديدارش رفته بودند و قرار شده بود يك هفته بعد بيايند و او را براي ادامه درمان به بيمارستان خمين ببرند. ولي او قبل از آن كه به سراغش بيايند، با اصرا فراوان و سپردن تعهد و قبول مسئوليت خطرات احتمالي از بيمارستان خارج شده بود و يك راست خود را به سنندج و سپس به مريوان رسانده بود.

    حرف حسين به اين جا كه رسيد، سرزنش‌ها شروع شد مرد حسابي آخر كي با اين وضعيت پا مي‌شود مي‌آيد منطقه؟ مي‌رفتي خمين يك مدت استراحت مي‌كردي بعداً مي‌آمدي! جنگ هم كه قربانش بروم حالا حالاها تمامي ندارد.

    حسين سگرمه‌هايش را در هم كشيد و گفت: اولاً حال من از همه تان بهتر است؛ بيخودي براي من دلسوزي نكنيد. ثانياً من به دعوت شما به جبهه نيامدم كه با دستور شما هم برگردم. من مي‌مانم و تو عمليات شركت مي‌كنم. بهتر است ديگر راجع به اين موضوع هم كسي صحبت نكند.

    همه مي‌دانستند كه آدم يك دنده‌اي است و حرفش دو تا نمي‌شود، ديگر كسي حرف نزد.

    فرياد بلند الله اكبر حاج ابوالفضل توري توي بلند گوي دستي، خبر از غروب آفتاب مي‌داد بچه‌هاي گردان يكي يكي زير شيرهاي دو سه منبع بزرگ آب كه اطراف مقر گردان جا گرفته بود وضو ساختند و در تنها بخش هموار تپه‌هاي پوشيده از درخت بلوط و درختچه‌هاي سماق جنوب مريوان براي نماز به صف ايستادند. وقت نماز، چون همه جا ساكت و آرام مي‌شد.

    صداي غرش توپ‌ها و كاتيوشا بهتر شنيده مي‌شد. آن شب چلچله‌ها پيش از موقع شروع به خواندن كرده و چنان خشمگين و پي در پي آتش مي‌ريختند كه گويي تا صبح قصد خوابيدن ندارند.

    نماز كه تمام شد حسين ساعدي فرمانده گردان دست حسين خسروي را گرفت و با خود به طرف چادر فرماندهي برد. حسين حدود ساعت ده آمد ناراحت و برافروخته بود، پرسيدم: چيه چه اتفاقي افتاده؟ گفت: همه پاهاشان را تو يك كفش كرده‌اند كه حتماً بايد برگردي شهر. هر چه مي‌گويم، اگر مي‌خواستم بر گردم، اين همه راه را نمي‌آمدم. زير بار نمي‌روند حسين ساعدي مي‌گويد اسلحه و تجهيزات بهت نمي دهم. من كه اسلحه نمي‌خواهم با اين گردان هم به عمليات نمي‌آيم خودم وارد عمليات مي‌شوم.

    خنديدم و گفتم: مرد حسابي اين چه حرفي است كه مي‌زني؟ مگر كسي مي‌تواند تنها وارد عمليات شود؟ اينها خوبي تو را مي‌خواهند دوست دارند كاملاً خوب شوي براي عمليات بعدي
     
      لطفا به ادامه مطلب مراجعه بفرمائيد

    منبع


,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (4) 20 بازديد |

ادامه ي مطلب

ژاكلين زكرياي ثاني


    با عرض سلام خدمت دوستان وهمرزمان اين مطلب رو تو يكي از وبلاگهاي شركت كننده در مسابقه وبلاگ نويسي "شهادت، سعادت"  خوندم من رو جدا به گريه انداخت .

    لازم به ذكر است كه تعداد زيادي از همين مسيحيان عزيز واقليتهاي ديني در كشورمون در زمان جنگ به جبهه ها رفتند وبراي آزادي ميهن عزيزمان ايران جنگيدند ؛شهيد شدند؛جانباز ويا اسير شدند.

    خودش اين گونه بيان مي‌كند:« راستش من از يك خانواده‌ي مسيحي هستم و در مورد دين اسلام هم اطلاعات چندان زيادي نداشتم، همين قدر كه توي كتاب‌هاي درسي نوشته بودند مي‌دانم و بس. وقتي وارد دبيرستان شدم از لحاظ پوشش و حجاب وضعيت مطلوبي نداشتم كه برمي‌گشت به فرهنگ زندگي‌مان. توي كلاس ما دختري بود به اسم «مريم» او حافظ 18 جز قرآن كريم است. نمي‌دانم چرا؟

    ولي از همان اول كه ديدمش توي دلم جا گرفت. بعد از تلاش فراوان به هر حال يك روز موفق شدم دوستي خود را با او اظهار كنم و او هم خوشحال شد. از آن روز به بعد هر روز كه مي‌گذشت بيشتر به او و اخلاقش علاقمند مي‌شدم. دوست داشتم در هر كاري از او تقليد كنم. با راهنمايي‌ها و كتاب‌هايي كه برايم مي‌آورد هر روز بيش از پيش به اسلام علاقمند مي‌شدم، او همراه هر كتاب تعدادي عكس و وصيت‌نامه‌ي شهدا را هم برايم مي‌آورد و با هم مي‌خوانديم كه تقريباً هر هفته با شش شهيد آشنا مي‌شدم. اواخر اسفند 77 بود كه از طرف مدرسه براي سفر به جنوب ثبت نام مي‌كردند و من خيلي مشتاق بودم كه در اين اردو شركت كنم. اما نمي‌دانستم كه اين موضوع را با خانواده‌ام چطور در ميان بگذارم به خصوص اگر متوجه مي‌شدند كه يك سفر زيارتي است؛ به همين خاطر به آن‌ها گفتم كه يك سفر سياحتي است و چون من عضو گروه سرود مدرسه هستم بايد به اين اردو بروم ولي آن‌ها اصلاً با رفتن من موافقت نمي‌كردند. تا اين كه روز 28 اسفند ماه ساعت 3 نصف شب بود كه يادم افتاد خوب است دعاي توسل بخوانم. كتاب دعايي را كه از مريم گرفته بودم، باز كردم و شروع كردم به خواندن. نمي‌دانم در كدام قسمت از دعا بود كه خوابم برد. در عالم رويا، در بيابان برهوتي ايستاده بودم. دم غروب بود. مردي به طرفم آمد و رو به من گفت:«زهرا ... بيا ... بيا ... مي‌خواهم چيزي نشانت بدهم.» او تكرار مي‌كرد و من هر چه مي‌گفتم اسم من زهرا نيست، اسم من ژاكلينه. انگار گوشش بدهكار نبود. جاي خيلي عجيبي بود. يك سالن بزرگ كه عكس‌ شهدا بر ديوارهاي آن آويزان بود. آخر آن‌ها هم عكسي از آقا سيد علي خامنه‌اي. به عكس‌ها كه نگاه مي‌كردم، احساس مي‌كردم دارند با من حرف مي‌زنند، ولي من چيزي نمي‌فهميدم. تا اين كه رسيدم به عكس آقا. آقا هم شروع كرد به حرف زدن. اين جمله را خوب يادم است كه گفت:« شهدا يك سوزي داشتند كه همين سوزشان آن‌ها را به مقام شهادت رساند. مثل جهان‌آرا، همت، باكري و علمدار ...»‌ همين كه آقا اسم شهيد علمدار را آورد. پرسيدم كه او كيست؟ چون اسم بقيه را شنيده بودم ولي اسم او را نشنيده بودم. آقا نگاهي انداخت به من و فرمود:«علمدار هماني است كه پيشت بود، هماني كه ضمانت تو را كرد كه بتواني به جنوب بيايي.» به يكباره از خواب پريدم، خيلي آشفته بودم. نمي‌دانستم چه كار كنم. صبح وقتي پدرم اصرار فراوان مرا براي ثبت نام به جنوب ديد، گفت: به اين شرط مي‌گذارم بروي كه بار اول و آخرت باشد. با اسم مستعار«زهرا علمدار» براي جنوب ثبت نام كردم و اول فروردين 78 عازم جنوب شديم. در راه به خوابي كه ديده بودم خيلي فكر كردم. از بچه‌ها درباره‌ي شهيد علمدار پرسيدم، ولي كسي چيز زيادي از او نمي‌دانست. وقتي اتوبوس‌ها به حرم امام خميني رسيدند، از نوار فروشي‌‌اي كه آن‌جا بود سراغ نوار شهيد علمدار را گرفتم كه داشت. كم مانده بود از خوشحالي بال درآورم. هرچي بيشتر نوار شهيد مجتبي علمدار را گوش مي‌دادم بيشتر متوجه مي‌شدم كه آقا چه مي‌گفت. در طي ده روز سفري كه به جنوب داشتيم، تازه فهميدم اسلام چه دين شيريني است. به شلمچه كه رسيديم خيلي با صفا بود. انگار توي يك عالم ديگري بودم كه وجود خارجي ندارد. يك لحظه حس كردم شهدا دور ما جمع شده‌اند و زيارت عاشورا مي‌خوانند اطلاع دادند كه فردا مقام معظم رهبري به شلمچه تشريف مي‌آورند، از خوشحالي در پوست خود نمي‌گنجيدم. به همه چيز رسيده بودم، شهدا، جنوب، شلمچه، شهيد علمدار و حالا هم آقا. ساعت 9 صبح فردا بود كه راهي شلمچه شديم و آن‌جا بود كه مزه‌ي انتظار را فهميدم. فهميدم كه انتظار چقدر سخت و تلخ است. شيرين هم است. خاك شلمچه بايد برخود مي‌باليد از اين كه آقا بر آن قدم گذاشته است. در آن لحظات حلاوت اسلام را از ته قلبم حس كردم و شهادتين را بر زبان جاري كردم. هنگامي كه شهادتين را گفتم حال ديگري داشتم. اين كه من هم مسلمان شده بودم، من هم مثل بقيه شده بودم، اما بايد بگويم كه تا مدت‌ها تمام فرايض را مخفيانه به جا مي‌آوردم. تا اين كه در 28 خرداد سال 78 تصميم گرفتم رك و پوست كنده به خانواده‌ام بگويم كه مسلمان شده‌ام. هنگامي كه مساله را مطرح كردم، همه عصباني شدند، از آن روز به بعد ديگر در خانه كسي رفتار خوبي با من نداشت. همه‌اش مي‌گفتند تو ديوانه شده‌اي ـ تو كافر شده‌اي و از اين حرف‌ها، آن‌ها فشار زيادي به من مي‌آوردند حتي كار به ضرب و شتم كشيد. به عقيده من وجود انسان مثل «مس» مي‌ماند و مشكلات هم ماده‌اي هستند كه مس را به طلا تبديل مي‌كنند. يعني مشكلات كيميا هستند. اين كيمياست كه مس را تبديل به طلا مي‌كند. براي من مسئله‌اي نيست. همه‌ي

    فاميل مي‌گويند تو ديوانه شده‌اي ولي من مي‌گويم: الا بذكر الله تطمئن القلوب.

    ومن الله توفيق

    منبع : http://leila-t.blogfa.com/post-13.aspx 

    الّلهُمَّ ارزُقني شَهادَتَ فِي سَبيلِك

     

     


,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 29 بازديد |


جواب آقاي شيرازي

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 31 بازديد |


صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 صفحه بعد

مطالب پيشين

  • شهادت جان‌نثاری سند مظلومیت مردم در برابر تروریست‌ها است
  • کد نوای جبهه 1
  • نرم افزار قرآنی بشارت نسخه 1.1
  • حُرّ امام خميني پهلوان بي مزار شهيد شاهرخ ضرغام- روي سينه اش خالكوبي كرده بود: فدايت شوم خميني
  • چگونه از يك افتضاح سبز جلوگيري كنيم
  • شهر پاراچنار ، يكي از كانون هاي تمركز شيعيان در شبهه قاره هند
  • 30 خاطره از 30 بي‌سيم‌چي اراكي
  • تقدير ازحسين قدياني توسط رئيس جمهور
  • كليپ موبايل شهيد همت ..
  • پيامك عيد غدير
  • پاسخ به شبهات
  • * سخنى درباره نهج البلاغه و گوينده آن *
  • بزار ماهم يه يادگاري از جنگ داشته باشيم ...
  • گزارش شاهد عيني از قيام جنبش سبز در 22 خرداد! طنز
  • ترفندهاي افراد سودجود براي تخليه شارژ تلفن همراه حجاج
  • روايت يك شاهد عيني از لحظه ترور آيت‌الله قاضي طباطبائي +تصاوير
  • (تفكرات و انسانها)تفاوت‌ دو زن +عكس
  • شهيدي كه نحوه شهادتش را خواب ديد
  • ژاكلين زكرياي ثاني
  • جواب آقاي شيرازي

  • درباره




    بسم رب الشهدا به زودی در این پایگاه مقالات تخصصی وآموزشی وکدهای کاربردی وکدهای مداحی ومذهبی قرار خواهد گرفت با نظرات ارزشمندتون به بيسيمچي كمك كنيد ومن الله توفيق اين سفره رنگ رنگ مال خودتان آرامش بعد جنگ مال خودتان شيريني جنگ سهم من از دنيا اين زندگي قشنگ مال خودتان الّلهُمَّ ارزُقني شَهادَتَ فِي سَبيلِك


    عضویت سریع

    مطالب اتفاقی

    مطالب محبوب

    اخبار سایت

    آرشیو

    Powered By pelakfa.com Copyright © 2009 by asrarmagoo